مرتضى مطهرى

233

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مسئلهء نسخ و خاتميت ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ « 1 » . يكى از مباحث بسيار اساسى مقتضيات زمان ، مسئلهء نسخ و خاتميت است . در اينجا دو مطلب است . يكى اينكه نسخ احكام خداى تبارك و تعالى روى چه حسابى است ؟ معناى نسخ اين است كه حكمى را وضع كنند و بعد آن حكم را برداشته بجاى آن ، حكم ديگرى بگذارند . افراد بشر در قوانينى كه وضع مىكنند ناسخ و منسوخ زياد دارند ، و اين براى افراد بشر مانعى ندارد زيرا ممكن است قانونى را وضع كنند ، بعد از مدتى به اشتباه خودشان پى ببرند و آن قانون را اصلاح يا عوض كنند . ولى قانونى كه از طرف خدا وضع مىشود چطور ؟ دربارهء خدا هيچ تصور نمىرود كه خدا قانونى را به وسيلهء يكى از پيغمبران وضع كند و بعد از مدتى به اشتباه خود پى ببرد و بخواهد آن قانون را اصلاح كند . اين با خدايى خدا منافات دارد . لازمهء نسخ به اين معنى ، جهالت قانونگذار است . پس علت نسخ به‌طور قطع اين نيست . ولى از طرف ديگر ما مىبينيم « نسخ » در قوانين الهى هست ، براى اينكه پيغمبرى مىآيد و شريعتى مىآورد ، پس از مدتى پيغمبر ديگرى مىآيد و شريعت

--> ( 1 ) احزاب / 40